خوانشی بر رمان «ماجراهای بابا»

خوانشی بر رمان «ماجراهای بابا»

رمان «ماجراهای بابا» در جوهر خود یک مونولوگ است، مونولوگی از دل حافظه‌ای زخمی که میان گذشته و اکنون سرگردان مانده است. فرخ نعمت‌پور روایت را نه بر پایه حادثه، بلکه بر جریان ذهن، تکرار، تداعی و بازگشت بنا می‌کند. انگار صدایی در تاریکی مدام با خودش، با تاریخ و با سایه نسل‌های پیشین حرف می‌زند. «بابا» در این متن فقط یک شخصیت نیست، بلکه حافظه‌ای‌ است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده. زخمی که شکل عوض می‌کند، اما هرگز پایان نمی‌یابد. همین ساختار مونولوگ‌وار، کتاب را به ادبیاتی اگزیستانسیالیستی نزدیک می‌کند؛ جایی که انسان در برابر تنهایی،…[ادامه]

خوانشی بر رمان «ماجراهای بابا»
خواندم !

خوانشی بر رمان «ماجراهای بابا»

کات 19/05/2026 5 بازدید

رمان «ماجراهای بابا» در جوهر خود یک مونولوگ است، مونولوگی از دل حافظه‌ای زخمی که میان گذشته و اکنون سرگردان مانده است. فرخ نعمت‌پور روایت را نه بر پایه حادثه، بلکه بر جریان ذهن، تکرار، تداعی و بازگشت بنا می‌کند. انگار صدایی در تاریکی مدام با خودش، با تاریخ و با سایه نسل‌های پیشین حرف می‌زند. «بابا» در این متن فقط یک شخصیت نیست، بلکه حافظه‌ای‌ است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده. زخمی که شکل عوض می‌کند، اما هرگز پایان نمی‌یابد. همین ساختار مونولوگ‌وار، کتاب را به ادبیاتی اگزیستانسیالیستی نزدیک می‌کند؛ جایی که انسان در برابر تنهایی، تکرار و سنگینی حافظه ایستاده و مدام تلاش می‌کند معنایی برای ادامه‌ دادن پیدا می‌کند . گویی نویسنده می‌خواهد بگوید انسان بیش از آنکه در اکنون زندگی کند، در حافظه زندگی می‌کند،در حافظه زخم‌ها، فقدان‌ها و صداهایی که خاموش شده‌اند اما هنوز در درون نسل‌های بعدی ادامه دارند. در این جهان، گذشته هرگز تمام نمی‌شود؛ فقط چهره عوض می‌کند و باز می‌گردد . با این‌حال، متن صرفاً در پوچی متوقف نمی‌شود، انگار خودِ روایت‌کردن، خودِ مواجهه با زخم و تبدیل‌کردن حافظه به کلمه، تلاشی‌ست برای شکستن این تسلسل خاموش.

شاید رهایی کامل ممکن نباشد، اما آگاهی از زخم، نخستین شکل مقاومت است .

بهار حسینی

تەگەکان :

وەڵامێک بنووسە

پۆستی ئەلیکترۆنییەکەت بڵاوناکرێتەوە. خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *