شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمد

شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمد

شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمد اثر: شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمدژانر: داستان برای نوجوانانچاپ اول ، چاپخانه 49 کتاب ، سوئدنویسنده: فرخ نعمت پور از آن زمانی کە ماهی سیاە کوچولو منزل خود در جویبار کوچک را ترک کردە بود و بە دریا رسیدە بود، سال‌های زیادی می‌گذشت. ماهی سیاە کوچولو حالا با دوستش در دریا زندگی می‌کرد. در عمق دریا، جائی در میان علف‌های دریائی و جلبک‌ها. جائی بسیار زیبا، مملو از رنگ‌های متنوع کە زیر تابش نور آفتاب تا بیکران موج می‌زد. ماهی سیاە کوچولو دیگر یک ماهی کوچولو نبود، او ماهی بزرگ و عظیم الجثەای بود با پولک‌های…[ادامه]

شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمد
خواندم !

تاگ: داستان

  • شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمد

    شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمد

    شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمد اثر: شبی ماهی سیاه کوچولو به خوابم آمدژانر: داستان برای نوجوانانچاپ اول ، چاپخانه 49 کتاب ، سوئدنویسنده: فرخ نعمت پور از آن زمانی کە ماهی سیاە کوچولو منزل خود در جویبار کوچک را ترک کردە بود و بە دریا رسیدە بود، سال‌های زیادی می‌گذشت. ماهی سیاە کوچولو حالا با دوستش در دریا […]

    23/08/2019 0 لێدوان 2,271 بازدید زۆرتر...
  • میانجی سرخپوست

    میانجی سرخپوست

    میانجی سرخپوست می گفت از دست همسرم کلافە شدە بودم، دیگە بیشتر طاقت و تحمل نداشتم. می دونستم دوستم دارە و فکر و خیال خیانت توی دلش نیست، اما اعمالش دیگە تحمل کردنی نبود. بیخود و بی جهت با رفقام و با هر آشنای هردمبیلی ور می رفت، مثل خارجیها می رفت رو زانوهای ورپریدەشون […]

    11/09/2016 0 لێدوان 1,946 بازدید زۆرتر...
  • احساس فاجعە

    احساس فاجعە

    احساس فاجعە حادثە عجیبی بود، ولی باورکردنی،… باور کنید! موقعی کە در آن شب بدون ابر، اما عاری از ستارگان از قطار پیادە شدم، آنها را همراە خودم نداشتم. عجیب بود! من کە همیشە آدم بسیار دقیق و هشیاری بودم، اما این بار از بی مبالاتی خودم خشکم زد. وحشتزدە شدم. خوشبختانە چند ثانیەای طول […]

    09/09/2016 0 لێدوان 1,870 بازدید زۆرتر...
  • سەرۆک

    سەرۆک

    سەرۆک
    زنجیرە چیرۆک
    چاپی یەکەم: 2016

    28/06/2016 0 لێدوان 2,751 بازدید زۆرتر...