فرخ نعمت پور
نوسەر

نوسەر

ناوم فەڕۆخ نێعمەتپوورە و لە شاری بانە لە دایک بووم. یەکەمین نووسینەکانم لە بواری چیرۆک بە زمانی فارسی لە تەمەنی ١٥ ساڵیدا بووە لە ژێر کاریگەریی بەرهەمەکانی ڤیکتۆر هوگۆ کە وەک دەستنووس ماون و وەک بەشێک لە یادگاری ژیان و هەوڵی من بۆ بەنووسەربوون لە ئەرشیڤەکانمدا ماون. هەرچەند یەکجار بە تەمەنێکی کەم دەستم بە خوێندنەوەی هوگۆ کرد و بە گوێرەی پێویست لێم هەڵنەگرتەوە. هەمیشە هۆگری توند و تۆڵی خوێندنەوە بووم و لە گەڵیا خەریکی نووسینیش بوومە. لە بیرم دێت هەمیشە دەفتەرچەیەکم لە گیرفاندا بوو و بیر و هەستە کتوپڕییەکانی خۆمم تیا دەنووسینەوە. دواتر بەرەبەرە دەستم دایە نووسینی شیعر و بە…[ادامه]

نوسەر
خواندم !

عصر پر نویسندە

کات 06/08/1397 239 بازدید

اختراع ماشین چاپ شاید مهمترین حادثە دوران رنسانس قلمداد شود کە دنیا را زیرورو کرد. اختراع این ماشین اجازە دارد خواندن و نوشتن عمومی شود و از تسلط قشر خاصی بیرون بیاید. حتی اندیشمندانی، این اختراع را سرچشمە ظهور پروتستانیسم، یعنی انقلاب در دین مسیحی، می دانند.

اما اختراع ماشین چاپ بدان منجر نشد کە تسلط قشر خاصی بر امر نوشتن و تولید مطالب ادبی و غیرە پایان یابد، و در سطح تودەای بە پلورالیسم نوشتار و یا کنترل نوشتار بیانجامد. کماکان بعد از اختراع ماشین چاپ و ظهور کتابها و بعدها روزنامەجات، نخبەای از متخصصان بودند کە تعیین می کردند چی چاپ بشود و چی نشود، کی نویسندە محسوب بشود و کی محسوب نشود. این امر تا انقلابی کە در اواخر قرن بیستم در زمینە کامپیوتر و شبکەهای اجتماعی اتفاق افتاد، کماکان بقدرت خود باقی بود، اما از آن هنگام بە بعد کل تصویر تغییر پیدا کرد. یک تغییر اساسی.

با ظهور کامپیوتر و شبکەهای اجتماعی و امکان شرکت مردم در آنها، انقلابی در تعداد نویسندگان و شیوە ارائە متون ایجاد شد کە با دوران قبل از خود متفاوت است. در این دوران:
ـ نویسندە متن دیگر منتظر تائید متن خود از جانب دستەای خاص برای انتشار آن باقی نمی ماند،
ـ نویسندە، بعلت روابط اجتماعی خود در فضای مجازی، امکان جذب گروهی را دارد کە با لایک کردن مطالبش بە او اعتماد و اطمینان نویسندە بودن می بخشند، افرادی کە شاید همین نویسندە دوستشان، عطش ادبی و یا فکری آنها را بشکند و دیگر در خود الزامی برای جستجوی دیگران نبینند،
ـ از لحاظ کمی، بشدت بر تعداد نویسندگان اضافە می شود،
ـ نویسندگان اجبارا متکی بر سنت باقیماندە از نویسندگان دیگر نیستند،
ـ آنان کاملا متکی بر تجارب مشخص خود هستند،
ـ از تکرار و یا بدعت گزاری بشیوە اکسترم ابائی ندارند،
ـ بعلت عدم آشنائی کافی با تاریخ ادبی و نوشتاری، مهر خود را بر شیوە بیان و نویسندگی می زنند،
ـ هر لحظە می توانند مطالب خود را در اختیار همگان قرار بدهند،
ـ بە علت کثرت نویسندگان، تعداد و یا تمرکز خوانندگان بر نویسندگان نخبە بشدت کاهش می یابد،
ـ نویسندگان، کمتر امکان و یا میل خواندن آثار نویسندگان دیگر را دارند،
ـ افراد بعلت امکان نشر معانات خود، برای مراجعە بە آثار دیگر نیاز کمتری احساس می کنند،
ـ نویسندگی با پدیدە تودەای شدن مواجە می شود.

تمام موارد بالا نشان می دهند کە:
ـ پلورالیسم معرفتی و یا نوشتاری در سطح تودەای در پایین ترین سطوح خود ایجاد می شود،
ـ بە میزان گستردەترشدن تعداد نویسندگان (گسترش کمی)، از عمق مطالب لاجرم کاستە می شود.
ـ ظهور و سقوط نویسندگان افزایش بی سابقەای می یابد،
ـ تشخیص سرە از ناسرە بشدت دشوار می شود، البتە اگر کماکان سرە و ناسرەای مطرح باشد.

می توان گفت کە اگر صنعت چاپ انقلاب مهمی در عصر رنسانس بود، بە همان میزان و شاید بیشتر، پیدایش کامپیوتر و شبکەهای اجتماعی انقلابی دیگر در همان ابعاد، اما در عصری دیگر. عصری کە مرکزیت را در همە زمینەها اگر از بین نبردە باشد، اما بشدت تضعیف کردە و انگار جامعە را با هرج و مرجی روبرو ساختە کە اشراف بودن بر آن بسیار سخت می نماید.
و شاید این هرج و مرج (اگر بتوان از این اصطلاح استفادەکرد)، تنها ظاهر کار باشد، زیرا کە بهرحال تاریخ در کلیت خود از قوانین و یا ریتم خاصی پیروی می کند. و ریتمی کە ما هم اکنون در آن قرار داریم یک ریتم پست مدرن است با خصوصیات نفی مرکزیت و یک پلورالیسم حتی در سطح فرد.

فرخ نعمت پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *