فرخ نعمت پور
نوسەر

نوسەر

ناوم فەڕۆخ نێعمەتپوورە و لە شاری بانە لە دایک بووم. یەکەمین نووسینەکانم لە بواری چیرۆک بە زمانی فارسی لە تەمەنی ١٥ ساڵیدا بووە لە ژێر کاریگەریی بەرهەمەکانی ڤیکتۆر هوگۆ کە وەک دەستنووس ماون و وەک بەشێک لە یادگاری ژیان و هەوڵی من بۆ بەنووسەربوون لە ئەرشیڤەکانمدا ماون. هەرچەند یەکجار بە تەمەنێکی کەم دەستم بە خوێندنەوەی هوگۆ کرد و بە گوێرەی پێویست لێم هەڵنەگرتەوە. هەمیشە هۆگری توند و تۆڵی خوێندنەوە بووم و لە گەڵیا خەریکی نووسینیش بوومە. لە بیرم دێت هەمیشە دەفتەرچەیەکم لە گیرفاندا بوو و بیر و هەستە کتوپڕییەکانی خۆمم تیا دەنووسینەوە. دواتر بەرەبەرە دەستم دایە نووسینی شیعر و بە…[ادامه]

نوسەر
خواندم !

چپ و دولتی کردن اقتصاد

کات 08/10/1397 474 بازدید

دولتی کردن اقتصاد شعار عمدە چپ هاست. از کشورهائی مثل ایران گرفتە تا نروژ، چپ ها با دولتی کردن اقتصاد در مقابل خصوصی سازی آن دفاع می کنند.

علت این امر هم از جملە دو چیز است: اول اینکە دولت نسبت بە بخش خصوصی بیشتر حامل منافع عمومی است، و دوم اینکە خصوصی سازی بر خصلت سرمایەداری اقتصاد می افزاید، کە در آن سود، و آن هم بە نفع مالک، محرک اصلی است.

اما آیا می توان از دولتی کردن در هر شرایطی پشتیبانی کرد؟

بی گمان دولتی کردن و دفاع از آن باید بر مبنای شرایط مشخص هر کشور و بر اساس نوع نیروهای تشکیل دهندە دولت صورت بگیرد. در کشور نروژ کە دولت و دستگاە دولتی دمکراتیک است و احزاب گوناگون در آن بر اساس انتخابات آزاد هر چهار سال یکبار زمام امور را در دست می گیرند، دولتی کردن ماهیتی دارد و در ایران کە نیروهای مذهبی و ایدەئولوژیک غیر سکولار و غیر مدرن دولت و حاکمیت را در دست دارند، دولتی کردن اقتصاد از ماهیتی دیگر برخوردار است. بنابراین می توان گفت کە دفاع از دولتی کردن اقتصاد در ایران، عملا بە معنای دفاع کردن از ماندگاری و تثبیت نیروهای مذهبی، غیرسکولار و غیرمدرن در دولت است و راندن نیروهای جامعە مدنی از بافت اقتصاد.

بیهودە نیست کە خصوصی سازی در ایران طوری پیش بردە می شود کە این روند بە حضور نیروهای مدنی ـ بورژوازی در اقتصاد منجر نشود و بە بیانی اقتصاد خصولتی می شود. یعنی بخش اقتصادی بە نیروهای مومن بە نظام و یا نیروهای نظامی و شبە نظامی منتقل می شود و بە عناوین گوناگون سعی می شود کە از مشارکت بخش واقعی خصوصی جلوگیری شود.

پس شعار دولتی کردن، دارای ماهیت طبقاتی است و باید در نیروهای اجتماعی ـ طبقاتی تشکیل دهندە دولت دقت شود. نە هر دولتی کردنی بە نفع طبقە کارگر است و نە هر ضد خصوصی سازی بودنی باز بە نفع طبقە کارگر.

در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، طبقە کارگر و زحمتکشان ایران، نە از دولتی کردن اقتصاد طرفی بربستەاند و نە از خصولتی سازی آن. اما وضعی طوری است کە جنبش کارگری عملا همین دولتی بودن اقتصاد را بیشتر نسبت بە خصولتی سازی آن می پسندد. یعنی در واقع در میان بد و بدتر، بد را انتخاب کردەاست.

اما اگر شعار دولتی کردن اقتصاد سردادە می شود، جنبش کارگری باید بیشتر بە ماهیت این شعار در شرایط جمهوری اسلامی بپردازد و برای این جنبش، دولتی کردن یک مفهوم انتزاعی و بدور از ماهیت طبقاتی دولت و حاکمیت موجود نباشد. و بە همان نسبت هم آنگاە کە امر خصوصی سازی مطرح است تنها بە علت کلمە خصوصی سازی در مورد آن حساسیت بخرج دادە نشود و بە ماهیت طبقاتی ـ سکولار آن هم توجە شود.

در واقع امر اقتصاد در جامعە ایران بە امر سکولاریسم و مدرنیسم هم گرە خوردە است و نمی توان و نباید اقتصاد را تنها در یک فضای انتزاعی بە دولتی کردن و غیردولتی کردن تقسیم کرد.

فرخ نعمت پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.