فرخ نعمت پور
نوسەر

نوسەر

ناوم فەڕۆخ نێعمەتپوورە و لە شاری بانە لە دایک بووم. یەکەمین نووسینەکانم لە بواری چیرۆک بە زمانی فارسی لە تەمەنی ١٥ ساڵیدا بووە لە ژێر کاریگەریی بەرهەمەکانی ڤیکتۆر هوگۆ کە وەک دەستنووس ماون و وەک بەشێک لە یادگاری ژیان و هەوڵی من بۆ بەنووسەربوون لە ئەرشیڤەکانمدا ماون. هەرچەند یەکجار بە تەمەنێکی کەم دەستم بە خوێندنەوەی هوگۆ کرد و بە گوێرەی پێویست لێم هەڵنەگرتەوە. هەمیشە هۆگری توند و تۆڵی خوێندنەوە بووم و لە گەڵیا خەریکی نووسینیش بوومە. لە بیرم دێت هەمیشە دەفتەرچەیەکم لە گیرفاندا بوو و بیر و هەستە کتوپڕییەکانی خۆمم تیا دەنووسینەوە. دواتر بەرەبەرە دەستم دایە نووسینی شیعر و بە…[ادامه]

نوسەر
خواندم !

رقابت گفتمانها

کات 15/11/1397 659 بازدید

اخیرا در میان مقامات غربی در اروپا، نگرانی از شکست لیبرال دمکراسی و تسلط نظامهای اقتدارگرا بر جهان و ارتقای آنها بە جایگاە اول، افزایش یافتە است. آخرین نمونە آن اظهارات مقامات آلمانی است.

اما این نگرانی از کجا سرچشمە می گیرد؟ این نگرانی ریشە در چند مسئلە دارد:

ـ رشد سرسام آور اقتصاد چین،

ـ افزایش قدرت نظامی روسیە و چین،

ـ ظهور ترامپیسم در آمریکا بعنوان یک نیروی پوپولیست راست و برخاستە از درون سیستم لیبرال دمکراسی، کە دارد از طریق داشتن روابط مشکوک با روسیە (یک دولت اقتدارگرا)، و نیز خیانت بە مبانی لیبرال دمکراسی و بازگشت بە ایدە اقتدارگرائی (در قالب ناسیونالیسم آمریکائی)، جهان غرب را از اتحاد درونی خود بعنوان یک جهان لیبرال دمکرات تهی می کند.

بی گمان نگرانی اظهارشدە توسط مقامات اروپائی، ریشە در واقعییات جهان امروز دارد و غرب دارد نە تنها موقعیت خود در یک جهان چند جانبەگرا را از دست می دهد، بلکە دارد با خطر سیر نزولی موقعیت خود بعنوان یکی از قدرتهای جهان چند جانبەگرا روبرو می شود.

اما پیامدهای چنین روند کلانی برای کشورهائی مانند ایران چیست؟

بدون تردید چنین روندی بسیار مورد علاقە حاکمیتی مانند جمهوری اسلامی است کە حاکمیتی اقتدارگرا با هویت مذهبی است. تقویت فضا و گرایش اقتدارگرائی در جهان، بە تقویت این گفتمان در میان حاکمان و جامعە ایران کمک می کند و کار اقتدارگرایان برای گسترش اقتدارگرائی در درون کشور را بمراتب آسان تر.

البتە میان اقتدارگرائی نوع چینی و روسی با اقتدارگرائی ایرانی تفاوت بسیار هست. اقتدارگرائی دو کشور اول ریشە در سکولاریسم و جهان دنیوی دارد، و اقتدارگرائی نوع دوم ریشە در مذهب. اما چنین تفاوتی مانع از آن نمی شود کە اقتدارگرائی مذهبی نتواند در چنین فضائی بە تقویت پایەهای قدرت خود بیشتر نائل نشود.

هم اکنون ایران با ظهور ترامپ در مقابل اقتدارگرائی راست پوپولیستی در ایالات متحدە قرار گرفتە، و برای برون رفت از این بحران بە چین و روسیە نزدیک تر شدە است، اما بخش کمدی کل صحنە این است کە اقتدارگرائی ترامپی بە تقویت اقتدارگرائی اسلامی ایران علیرغم درگیری ها، از طریق تقویت گفتمان اقتدارگرائی، کمک می کند. بیهودە نیست کە جمهوری اسلامی فرصت را مناسب یافتە و بە تقابل با ترامپ برخاستە تا در جهان تقابل اقتدارهای گوناگون، اقتدار نوع خود را تقویت کند.

بی گمان گفتمان لیبرال دمکراسی در شرف نابودی نیست، اما تضعیف آن پیامدهای خطرناکی برای جهان خواهد داشت. و در این تقابل سخت، تلاش برای بازگشت بە چند جانبەگرائی، بعنوان روح دمکراتیک روابط در سطح جهانی، بعنوان قدم اول از اهمیت ویژەای برخوردار است. و در این روند، چپ، بی گمان نسبت بە گفتمان اقتدارگرائی، قرابت بیشتری با گفتمان لیبرال دمکراسی دارد. تلاش چپ برای استقرار دمکراسی و آزادی در ایران، در راستای تقویت گفتمان لیبرال دمکراسی با گرایش توزیع عادلانە ثروت، در مرحلە کنونی تحول در جامعە ایران است.

در پایان باید گفت کە درست است اقتدارگرائی باعث رشد اقتصادی کشوری مانند چین شدەاست، اما این نظام از لحاظ حقوق بشری و وجود آزادی و دمکراسی، در درون خود درگیر مشکلات جدی است. تاریخ نشان دادە است کە کشورهائی کە علاوە بر رشد اقتصادی از آزادی و دمکراسی هم بهرەمنداند، از ثبات و قدرت پایداری بیشتری برخوردارند. درست همانگونە کە اقتدارگرایان شرقی از تکنولوژی غربی آموختند، باید زمانی از تجربە فرهنگ سیاسی درون جوامع غربی هم بیاموزند.

اگر دمکراسی لیبرال بر خلاف گفتە فوکویاما سرنوشت محتوم تاریخ نیست، اما اقتدراگرائی هم نمی تواند آلترناتیو آن باشد. اقتدارگرائی در واقع بازگشت بە گذشتە است، البتە این بار در تلاش برای ارائە خود در قالب رشد اقتصادی و تکنولوژیک. رشد و هیئتی کە نمی تواند جذابیت آن را تامین کند.

فرخ نعمت پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *