لبخند مسیح
لبخند مسیح

مجموعه داستان: لبخند مسیـح
نویسنده: فرخ نعمت پور
… با شیشە شراب در دست بسوی مسیح راە افتادم کە نگهبان فریاد کشید تنها دو دقیقە! من کە دستم بە مسیح نمیرسید، نردبان را آوردە و از آن بالا رفتم. مسیح با یک جرعە، شراب را بالا کشید. بعد چنان حالش منقلب شد کە وحشت مرا فراگرفت. ناگهان دیدم پرندەای کە در افق پر میکشید، برگشت. پرندەای سفید با بالهای بزرگ و قوی کە بوی آفتاب، آسمان و سفر گرفتەبود. پرندە چنان فریادی سرکشید کە نگهبان و همە مردمی کە آنجا برای جان کندن مسیح بە تماشا ایستادەبودند، فرار کردند. پرندە بە درون پیکر لرزان مسیح کە بشدت متشنج بود، وارد شد.
چند دقیقە بعد، مسیح مانند سابق، پر توان و سالم و با همان تبسمهای مهربانانە و نگاههای پر از شوق ایستادەبود.او مشتاقانە و لبریز از زندگی بە دنیا مینگریست…
فهرست:
۱- اعدام
۲- چیزی تغییر کردە
۳- ساعت مچی قدیمی
۴- بازگشت
۵- سفر بە بیکران
۶- عبور از خیابان
۷- چهار چنگولی
۸- احمق
۹- چە بلایی
۱۰- لبخند مسیح
۱۱- بازی خشن
۱۲- هوای خوب
فردا باران میبارد
خر خانوادگی
خلاقیت
هیاهوی زندگی
مذاب
انتظار
ماهیگیر
رستوران آزادی
خدای موشها
دوست زنبور من
برای خواندن و دانلود pdf کتاب، اینجا را کلیک نمایید: لبخند مسیـح





دیدگاهتان را بنویسید