سیاە ـ سفید
سیاە ـ سفید بە قاب عکس روی دیوار خیرە می شوم. عکسی از دهە پنجاە و یا شاید چهل. عکسی سیاە ـ سفید از یک...
0 دقیقه مطالعه
کوچە بن بست
کوچە بن بست پدر هر روز دست مرا می گرفت، و از کوچەای رد می شدیم کە بن بست بود. در تە آن کوچە، خانە...
0 دقیقه مطالعه
سە حادثە بزرگ
سە حادثە بزرگ بە نظر بابا بزرگ سە حادثە مهم در زندگی او وجود داشتند. البتە حوادث مهم دیگری هم بودند، اما این سە چیز،...
0 دقیقه مطالعه