مهتاب لب مرز

مهتاب لب مرز

مهتاب لب مرز (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌جسدی آنجا دراز کشیده. روی سبزەهای خیس پاییز. جنگلی انبوه که آخرین پرندگان در آن نغمه سرایی می کنند. و هوائی مرطوب که در بلندای آسمان با ابرهای پراکندە و سرگردان در هم آمیختەاست. سرش را بلند کرده و به آسمان می نگرد. آسمان در میان شاخ و برگهای در هم فرورفتە، فرصتیست برای آبی بودن. گاه گاهی به خاک زیر پای خود نگاەمی کند، و از آنجا بە جائی که جسد هست می نگرد. نمی خواهد باور کند. جسد بە همان اندازەای کە نزدیک می نماید، بە همان نسبت…[ادامه]

مهتاب لب مرز
خواندم !

تاگ: ترجمه داستان کردی

  • مهتاب لب مرز

    مهتاب لب مرز

    مهتاب لب مرز (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌جسدی آنجا دراز کشیده. روی سبزەهای خیس پاییز. جنگلی انبوه که آخرین پرندگان در آن نغمه سرایی می کنند. و هوائی مرطوب که در بلندای آسمان با ابرهای پراکندە و سرگردان در هم آمیختەاست. سرش را بلند کرده و به آسمان می نگرد. آسمان در […]

    20/12/2022 0 لێدوان 1,373 بازدید زۆرتر...
  • مرده ها را خواب می بینم

    مرده ها را خواب می بینم

    مرده ها را خواب می بینم (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌مدتیست مردگان زیاد به خوابم می آیند. مرده ها از هر نوعی: فامیل، هم محله ای، هم شهری، دوست، ناشناس و الی آخر. دلیلش را نمی دانم: ترس، احساس تنهایی، خستگی، حس زودرس پیری، فکر کردن زیاد، حس غربت، دوری از وطن، […]

    14/12/2022 0 لێدوان 1,260 بازدید زۆرتر...
  • کوره راهی چون خندە

    کوره راهی چون خندە

    کوره راهی چون خندە (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌در روزگاران قدیم زمانی که ما به یاد نداریم، مادری همراه کودکانش زندگی می کرد. سی سال بعد این کودکان مادر بودند که به همراه فرزندان خود می زیستند. سی سال دیگر نیز باز کودکان اینان بودند که با کودکان خود زندگی می کردند. […]

    14/12/2022 0 لێدوان 1,193 بازدید زۆرتر...
  • هوای مەآلود آن سوی شهر

    هوای مەآلود آن سوی شهر

    هوای مەآلود آن سوی شهر برگردان از کردی: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور ‌هر روز در این مکان جسد فردی که می میرد را از اینجا بیرون می برند. کسانی اینجا در این اتاق هستند که قرار است بمیرند، آنانی که باید بمیرند، خشم خداوند شامل حالشان شده. لاک پشت های میان جنگل های آتش گرفته. اتاقی […]

  • خواب یک مادر

    خواب یک مادر

    خواب یک مادر برگردان از کردی: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور ساعت ده دقیقه به دو راه می افتد. می داند جا نمی ماند. پای پیاده تا ایستگاه قطار پنج دقیقه راه است. از ایستگاه قطار تا اتوبوس با قطار ده دقیقه وقت می برد. و آخر سر تا محل کارش با اتوبوس پانزده دقیقه زمان لازم […]

  • باغچه پدر بزرگ

    باغچه پدر بزرگ

    باغچه پدر بزرگ برگردان از کردی: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور ‌مشتاق گردآوری قطرات باران است. نه فقط قطرات باران امروز، این هفته و یا حتی امسال، بلکه قطرات همه سالها،… تمام بارانها. او فکر می کند قطرات باران مقابل دیدگان ما زیاد و فراوانند، اما در واقع بسیار اندک و کم اند، به حدی کم که […]

  • همراه زمزمە برگ‌ها

    همراه زمزمە برگ‌ها

    برگردان: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور همراه زمزمە برگ‌ها ‌آن شب، کوه و در و دشت و تپه ها غریبانه به چشم می آمدند. از بعد از ظهر همان روز این حس در وجودش رخنه کردەبود که امشب شبی متفاوت است. نمی داند چرا. سالیان سال است بە هنگام روز خود بە تنهائی و یا همراه رفقایش […]

    10/11/2022 0 لێدوان 1,065 بازدید زۆرتر...
  • آنجا

    آنجا

    آنجا (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) سوار هواپیما می شوم. با شانسی که دارم کنار یکی از پنجره‌های کوچک می نشینم. دگر مسافران سرگرم نشستن هستند. نگاهشان می کنم. زود خسته، و نگاهم را از آنان می گیرم و به بیرون می نگرم «جهانی کوچک قد پنجره کوچک”، فرصت دارم، نظاره گر دور […]

    28/10/2022 0 لێدوان 1,058 بازدید زۆرتر...
  • سرگذشت شورش

    سرگذشت شورش

    سرگذشت شورش رمان “چیرۆکی شۆڕش” اثر فرخ نعمت پور توسط بابک صحرانورد از کردی به فارسی برگردانده شده و توسط نشر ناوند به چاپ رسید. امید است که از راه ترجمه هرچه بیشتر، بتوان ادبیات کردی را به ملت های دیگر معرفی نمود چراکه هنر و ادبیات به درک احساسات و تفاهم بیشتر میان انسانها […]

    23/09/2021 0 لێدوان 2,346 بازدید زۆرتر...