پرستوهای کوچ پرستوهای کوچ برفی سنگین در کار خوردن زمین است ، خوراکی سپید . خوراک میدرخشد. ابرهای طعم و احساس، بوی غذا را می پراکنند. دانه های درشت برف آهسته و... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
نقاش نقاش (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) وقتی از زندگی و کار روزمره احساس خستگی می کند، نقاشی می کشد. قلم و کاغذ می آورد، بر روی صندلی کنار... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
مهتاب لب مرز مهتاب لب مرز (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) جسدی آنجا دراز کشیده. روی سبزەهای خیس پاییز. جنگلی انبوه که آخرین پرندگان در آن نغمه سرایی می کنند. و... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
مرده ها را خواب می بینم مرده ها را خواب می بینم (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) مدتیست مردگان زیاد به خوابم می آیند. مرده ها از هر نوعی: فامیل، هم محله ای، هم... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
کوره راهی چون خندە کوره راهی چون خندە (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) در روزگاران قدیم زمانی که ما به یاد نداریم، مادری همراه کودکانش زندگی می کرد. سی سال بعد این... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
هوای مەآلود آن سوی شهر هوای مەآلود آن سوی شهر برگردان از کردی: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور هر روز در این مکان جسد فردی که می میرد را از اینجا بیرون می برند. کسانی اینجا در... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
خواب یک مادر خواب یک مادر برگردان از کردی: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور ساعت ده دقیقه به دو راه می افتد. می داند جا نمی ماند. پای پیاده تا ایستگاه قطار پنج دقیقه راه... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
باغچه پدر بزرگ باغچه پدر بزرگ برگردان از کردی: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور مشتاق گردآوری قطرات باران است. نه فقط قطرات باران امروز، این هفته و یا حتی امسال، بلکه قطرات همه سالها،… تمام... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
همراه زمزمە برگها برگردان: ماجد فاتحینویسندە: فرخ نعمت پور همراه زمزمە برگها آن شب، کوه و در و دشت و تپه ها غریبانه به چشم می آمدند. از بعد از ظهر همان روز این حس... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
آنجا آنجا (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) سوار هواپیما می شوم. با شانسی که دارم کنار یکی از پنجرههای کوچک می نشینم. دگر مسافران سرگرم نشستن هستند. نگاهشان می... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه