کنارەها

کنارەها

کنارەها (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌بعدازظهر روزی از روزهای زندگی بود. پدر دستش را گرفت و با خود بیرون برد. از حیاط گذشتند. مادر، مرغ و خروس ها را داخل لانه می کرد. از کوچه هم گذشتند. اهالی محله آخرین نگاەهایشان را از شکاف درب خانەهایشان به بیرون، بدرون کوچە بدرقه می کردند. او به خودش گفت: «پدر شاید امروز مرغ و خروس ها، کوچه و آسمان را دوست ندارە!» یاد روزی افتاد که پدر به مادرش گفتەبود: «آسمان، کوچه و حیاط با بودن حیوانات زیبایند!» او که از این سخنان متوجه چیزی نشده بود، آرام بسوی…[ادامه]

کنارەها
خواندم !

هاوپۆل: دوستان ترجمه داستان

  • کنارەها

    کنارەها

    کنارەها (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌بعدازظهر روزی از روزهای زندگی بود. پدر دستش را گرفت و با خود بیرون برد. از حیاط گذشتند. مادر، مرغ و خروس ها را داخل لانه می کرد. از کوچه هم گذشتند. اهالی محله آخرین نگاەهایشان را از شکاف درب خانەهایشان به بیرون، بدرون کوچە بدرقه می […]

    01/02/2023 0 لێدوان 1,088 بازدید زۆرتر...
  • نقاش

    نقاش

    نقاش (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌وقتی از زندگی و کار روزمره احساس خستگی می کند، نقاشی می کشد. قلم و کاغذ می آورد، بر روی صندلی کنار پنجره نشستە و شروع می کند. هر چیزی برای او موضوع نقاشی است. از چیزهای خیلی کوچک گرفتە تا خیلی بزرگ. از ریزەهای گردوغبار روی […]

    25/01/2023 1 لێدوان 1,121 بازدید زۆرتر...
  • آیت الکرسی

    آیت الکرسی

    آیت الکرسی (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌زیر لب آیت الکرسی می خواند، و به دور و برش فوت می کرد. اگر پای پیاده به جائی می رفت، قدم‌هایش را کند می کرد و اگر در حال رانندگی بود از سرعتش می کاست و اتومبیل را در دنده «یک»می گذاشت. یا اینکە در […]

  • کوچه خاکی

    کوچه خاکی

    کوچه خاکی (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌تا جائیکه به یاددارم، کوچه ما همیشە خاکی بوده. کوچه ای غبارگیر و غباردە، به طوریکه دیگر خاکی نشان نمی دهد. گردوغباربرای اهالی محله، تنها واقعیت زندگیست. ما اهالی محله دوست داریم چیزها را در میان گردوغبار و یا از پشت آن ببینیم. مقابل چشمان اهالی، […]

    16/01/2023 1 لێدوان 1,306 بازدید زۆرتر...
  • گل گندم

    گل گندم

    گل گندم (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌پدرم می گفت که از پدرش شنیدە کە مردم قدیم هیچ وقت بی حوصله نمی شدند. می گفت اگر چه شهرها و روستاها بسیار کوچک بودند، و هیچ نوع وسیله سرگرمی مثل امروز وجود نداشت، با این وصف کسی بی حوصله نمی شد. آن طور که […]

    14/01/2023 0 لێدوان 1,349 بازدید زۆرتر...
  • باغ سایه

    باغ سایه

    باغ سایه (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌مدتیست به این باور رسیده کە جهان بر اساس نادرستی بنیان شده. خودش نیز نمی داند چرا. هر چند سن و سال آنچنانی ندارد و مدت زیادی از عمرش نگذشته، اما ناخواسته خستگی و بی حوصلگی عجیبی سراپایش را فرا گرفته. به آسمان رو کرده و […]

    11/01/2023 0 لێدوان 1,326 بازدید زۆرتر...
  • اتاق انتظار

    اتاق انتظار

    اتاق انتظار (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌می نشینیم. اتاق انتظار زیاد بزرگ نیست، اما گویی انتظارکشیدن ها بزرگ اند. در صورت حاضرین، چشم انتظاری، بی حوصلگی و بیزاری دیده می شود. می اندیشم «ما نیز به همین مشکل دچار می شویم»، شاید نیز از هم اکنون شده ایم، زیرا همین که می […]

    09/01/2023 1 لێدوان 1,487 بازدید زۆرتر...
  • سالها و درهای میانشان

    سالها و درهای میانشان

    سالها و درهای میانشان (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) پیش من سالهای عمر بە اتاق ها می مانند. اتاقهائی که میانشان دری هست. درها. همانطور کە برای رفتن از اتاقی به اتاق دیگر، باید دری را بازکنی، بە همین طریق هم دری را از سالی به سال دیگر باز می کنی و داخل […]

    04/01/2023 1 لێدوان 1,658 بازدید زۆرتر...
  • بیگانه با آسمان

    بیگانه با آسمان

    بیگانه با آسمان (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌از آن سال، از آسمان نفرت دارد، از پرندگان نفرت دارد،… از پنجره نیز نفرت دارد. می گوید جلو پنجره که نشستی، آسمان را می بینی و در آنجا نیز پرندگان را. می گوید من فقط روزهای ابری جلو پنجره می نشینم، وگرنه همیشه در […]

    30/12/2022 0 لێدوان 1,385 بازدید زۆرتر...
  • اتاق های پر از مار

    اتاق های پر از مار

    اتاق های پر از مار (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌خانه ما پر از مار است، یا بهتره بگویم که در هر اتاقی ماری هست. و چون اتاق ها زیادند، پس به خودی خود خانەامان پر از مار می شود. پر مار. مارهای کوچک و بزرگ. مارهای متوسط. همه هم با میخ به […]

    27/12/2022 0 لێدوان 1,413 بازدید زۆرتر...
  • حوله

    حوله

    حوله (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌رفتار و عادات، چون لاک پشتی به نظرم می آید. لاک پشتی  میان علفزار، که شاید در پایان فصل به ناگاه داس کشاورزی گردنش را زخمی کند، یا… ‌طبق عادتش، بار دیگر بر موهای کوتاهش دست می کشد. ادامه سخنان قطع شده اش را پیدا کرده و […]

    23/12/2022 0 لێدوان 1,330 بازدید زۆرتر...
  • مهتاب لب مرز

    مهتاب لب مرز

    مهتاب لب مرز (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) ‌جسدی آنجا دراز کشیده. روی سبزەهای خیس پاییز. جنگلی انبوه که آخرین پرندگان در آن نغمه سرایی می کنند. و هوائی مرطوب که در بلندای آسمان با ابرهای پراکندە و سرگردان در هم آمیختەاست. سرش را بلند کرده و به آسمان می نگرد. آسمان در […]

    20/12/2022 0 لێدوان 1,373 بازدید زۆرتر...