تلفن تلفن (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) به خودش می گوید همین که رسیدم اولین کاری که میکنم اینه تلفن بزنم. خیلی وقته از تلفن استفاده نکردە. آنجا موقعیت... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
خائن بی وطن خائن بی وطن (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) خانوادە او، موقع مسابقات فوتبال بە چند دستە تقسیم میشوند. البتە تعداد افراد خانواده آنچنان زیاد هست که همه تیمها... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
کنارەها کنارەها (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) بعدازظهر روزی از روزهای زندگی بود. پدر دستش را گرفت و با خود بیرون برد. از حیاط گذشتند. مادر، مرغ و خروس... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
نقاش نقاش (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) وقتی از زندگی و کار روزمره احساس خستگی می کند، نقاشی می کشد. قلم و کاغذ می آورد، بر روی صندلی کنار... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
آیت الکرسی آیت الکرسی (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) زیر لب آیت الکرسی می خواند، و به دور و برش فوت می کرد. اگر پای پیاده به جائی می رفت،... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
کوچه خاکی کوچه خاکی (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) تا جائیکه به یاددارم، کوچه ما همیشە خاکی بوده. کوچه ای غبارگیر و غباردە، به طوریکه دیگر خاکی نشان نمی دهد.... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
گل گندم گل گندم (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) پدرم می گفت که از پدرش شنیدە کە مردم قدیم هیچ وقت بی حوصله نمی شدند. می گفت اگر چه شهرها... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
باغ سایه باغ سایه (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) مدتیست به این باور رسیده کە جهان بر اساس نادرستی بنیان شده. خودش نیز نمی داند چرا. هر چند سن و... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
اتاق انتظار اتاق انتظار (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) می نشینیم. اتاق انتظار زیاد بزرگ نیست، اما گویی انتظارکشیدن ها بزرگ اند. در صورت حاضرین، چشم انتظاری، بی حوصلگی و... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه
سالها و درهای میانشان سالها و درهای میانشان (برگردان از کردی: ماجد فاتحی نویسندە: فرخ نعمت پور) پیش من سالهای عمر بە اتاق ها می مانند. اتاقهائی که میانشان دری هست. درها. همانطور کە برای رفتن... فرخ نعمت پور 1 دقیقه مطالعه